خنده بازار دااااااااااغ آخر هفته...

ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒِ مادر ﻫﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ : . . . . . . . . . ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾـــﻦ ﭼـــﯿـــﻪ ؟!!! . ﺁﺩﻡ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﺨﺪﺍ

 

گشت ارشاد: شما با ایشون چه نسبتی دارین؟؟؟؟ دختر: برام شارژ میخره
 


نمیگم سلامتی... میگم گور بابای دوست و رفیقی که وقتی سودی براش نداری خبری ازش نیس!
 


ماکارونی عزیز با سلام!!! لطفا از قیمه یاد بگیر، اونم مثه تو نارنجیه ولی دور دهنمونو به شعاع 5سانت رنگ امیزی نمیکنه!!!!!!
 


ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ، ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ، ﺑﻨﻮﯾﺴﻦ : ﺍﮔﻪ ﺗﻮﻧﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺯ کن
 


حالا که اینستاگرام فیلتر شده عکسا و نقاشی‌هاتونُ بفرستید به آدرسِ تهران، میدان آرژانتین، خیابان الوند، ساختمان جام جم، برنامه کودک شبکه دو
 


الان داشتم به یه چیزی فکر میکردم که یهو یه چیزی اومد جلو چشام نوشته بود: مشترک گرامی دسترسی به فکر مورد نظر امکان پذیر نمیباشد ! ذهنمم فیلتر کردن نامردا
 


ﺑﻌﻀﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﺸﻮﻧﻮ ﺧﻂ ﻣﯿﮑﺸﻦ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﯿﺎﺩ :)))))))))))))
 


بچه که بودم بابام منو برد استانبول بعد که بزرگ شدم فهمیدم گولم زده و منو برده بود تبریز و تو تاکسی هم ترانه ی ابراهیم تاتلیس گذاشته بودند. چند بارم سفر کانادا رفتیم :|
 


مورد داشتیم دختره کلاچ رو گرفته زده آهنگ بعدی :|
 


یه دستشو لاک آبی پررنگ زده یکی رو اصلن لاک نزده، میپرسم جدیده؟ میگه نه، با این دست کارت دانشجوییم رو میدم دست حراست
 



یارو باباش مرد! سر قبرش خرما گذاشت. رفت نیم ساعت بعد اومد دید بشقاب خالیه! رو قبر پدرش میزنه و میگه: بابا اگه گشنه ای برات فلافل بگیرم......!!! :))))))

 


چند وقت پیش شماره دوست دخترم دادم به دوستم که امتحانش کنه !!! بعده ماه صفر عروسیشونه
 


ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻭﯾﻨﺪﻭﺯ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ. ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺎﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﺼﺐ ﮐﻨﯿﺪ. ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﻫﺰﯾﻨﺘﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯿﺸﻪ ﻫﺎ ! ﮔﻔﺖ: ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺲ ! ﻫﻴﭽﻲ ﺩﻳﮕﻪ ، ﭘﻮﻝ ﺗﻚ ﺗﻚ ﺁﻳﻜﻮﻧﺎ ﺭﻭ ﺟﺪﺍﮔﻮﻧﻪ ﺍﺯﺵ ﮔﺮﻓﺘﻢ :))))

 

بابام اسمس فرستاده: هلو، ساعت هفت دم در حاضر باش میام دنبالت! منم فکر کردم ازش آتو گرفتم، جو گرفتتم و جواب دادم: باشه شفتالوی من، مانتو خوشگلمو می پوشم میام عجیجم! بعد بابام جوابداد: هلو یعنی سلام! آخه تو کی می خوای آدم شی؟ من چه گناهی کردم که تو پسرمی؟!



 

 امروز صبح یه مشکل بانکی برام پیش اومده بود رفتم بانک، مسئولش کمتر از سه دقیقه کارم رو انجام داد. حس کردم زیادی زود تموم شده می خواستم بهش بگم خب از خودت بگو، دیگه چه خبرا؟!



 

 با کسی که به جای مرسی می گه «میسی ی ی» باید در جا قطع رابطه کرد چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو «میسی ی ی» بهت می گه «چلااااا؟»



 

 این کانون آموزشی کنکور دیگه کم مونده اینو تبلیغ کنه: به نام خدا مسی هستم بهترین بازیکن جهان، از سال سوم دبیرستان عضوکانون ... بودم!



 

 یک عدد بین 10 تا 20 انتخاب کنید. اون عدد رو با 32 جمع کنید. حاصل رو ضرب در دو کنید. حاصل رو منهای یک کنید. حالا چشماتونو پنج ثانیه ببندید ... همه جا تاریک شد! درسته؟! ما اینیم دیگه!



 

 یه بار رفتم خونه یه بنده خدایی ویندوز عوض کنم طرف بهم گفت اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید! گفتم اونجوری هزینتون بیشتر میشه ها! گفت: چاره ای نیس1 هیچی دیگه، پول تک تک آیکونا رو جداگونه ازش گرفتم یه همچین آدم بی وجدانی هستم من!



 

وقتی دستشویی داری، هم سرعت اینترنت بالاتر می ره هم مطالبش جالب تر میشه!



 

پشت یه ماشین نوشته بود سبقت می گیری بگیر ولی دیگه قیافه نگیر!



 

 یکی از تفریحات دکتر شریعتی و انیشتین و حسین پناهی و خسرو شکیبایی تو اون دنیا اینه که ... هر روز فیس بوک رو چک کنن ببین تازگی ها جمله باحال چی گفتن!



 

 جهان سوم جایی است که کنجد روی نان سنگک آپشن محسوب می شود.
 
 


 

 گذر ایام برای هر کی بکام باشه برای من هاشم بیک زاده است!



 

 طریقه معذرت خواهی خانوما: ببخشید، ولی تقصیر خودت بود.


 


 
قبلنا قهر کردن و کات کردن و اینا آسون تر بود. الان باید صد جا طرفو بلاک کنی (فیس بوک، توییتر، پلاس، وایبر،، وی چت، لاین ...) هفت خوان رستمه اصلا!


 
 کلِ عمرمون دپرسیم ولی تو اعلامیه مون می زنن شادروان



 

نمک خوردی؟ نوش جونت نمکدون شکستی؟ دمت گرم ولی دیگه بقیشو رو زخممون نپاش دستت طلا!



 

 فرق روزای خوب و بد زندگی اینه که روزای بد رو همون موقع می فهمی روزای بدن اما روزای خوبو نمی فهمی. بعدا که گذشت خاطره شد می فهمی روزای خوب بوده.



 

 دقت کردین این تیکه دستمال توالت حد وسط نداره؟ یه دونش کمه، دوتاش زیاد!



 

 خواسته ها و آرزوهای من دارن لخت می گردن هنوز نتونستم بهشون جامه عمل بپوشونم!


 


 
 از وقتی تحریم ها رو برداشتن، پوستم شفاف تر شده و ریزش موهام هم کمتر شده!



 

 یه آهنگ سنتی دارم گوش می دم هفت دقیقه س هیچی نگفته!

 

 


 

 اینقدی که فردوسی پور از دیدن مالدینی ذوق کرده بود، تماشاچیا نکرده بودن.



 

من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقتا به دست هام نگاه می کنم و فکر می کنم که می توانستمپیانیست بزرگی شوم یا یک چیز دیگر ولی دست هایم چه کار کرده اند؟ خارانده اند. چک نوشته اند. بند کفش بسته اند. سیفون کشیده اند و غیره ... دست هایم را حرام کردم همینطور ذهنم را.



 

«لبای خودشه یا پروستات کرده؟!» سوال مامان بزرگم به محض دیدن عکسِ آنجلینا جولی!
/ 2 نظر / 3 بازدید
parvaneh

دوست عزیز واقعا عالی بود خوشحال میشم اگه نگاهی به وبلاگم بیندازی

علی پور

آخیییییییییییییی .نازیییییییییییییییییی